کهاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهاب . [ ک َ ] (اِ مرکب ) به معنی کهتاب است . (فرهنگ جهانگیری ). کهاب وکهتاب، کاه دود که برای بیماری اسبان کنند. (فرهنگ رشیدی ). صاحب فرهنگ ناصری گوید که همان کاه دود است که در معالجه ٔ اسبان مفید است . (آنندراج ) : به نام چون او باشند مهتران نه به فضل بود به رنگ یکی دود داغ و دود کهاب . قطران (از فرهنگ رشیدی ). رجوع به کهتاب شود. ◄ گیاه ها و دواهای جوشانیده باشد که گرماگرم بر عضو ورم کرده و ازجای برآمده بندند تا درد ساکت شود. (برهان ). در برهان گفته به معنی داروی گرم جوشانیده که بر محل وجع و ورم گذارند... (آنندراج ). نطول و گرماگرم انداختن داروی جوشیده ٔ در آب را به روی عضو ماؤف . (ناظم الاطباء).