کوس یافتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوس یافتن . [ ت َ ] (مص مرکب ) تنه خوردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). صدمه و آسیب دیدن : ز پای اندرآمد نگون گشت طوس تو گوئی ز پیل ژیان یافت کوس . فردوسی (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ز رستم بپرسید پرمایه طوس که چون یافت پیل از تگ گور کوس . فردوسی . چنان دان که هر کس که دارد فسوس همو یابد از چرخ گردنده کوس . فردوسی . بزد تند یک دست بردست طوس تو گویی ز پیل ژیان یافت کوس . فردوسی . و رجوع به کوس و کوس خوردن شود.