کوک زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ دَ) (مص م.) دوختن پارگی، بخیه زدن.واژه قبلی: کوکواژه بعدی: کوک شدن