کِفْل، کَفَل
/vâže/
واژگان قرآن
یَکُنْ لَهُ کِفْلٌ مِّنْها «کِفْل» (بر وزن طفل) در اصل، به معناى قسمت عقب پشت حیوان است که سوار شدن بر آن ناراحت کننده مى باشد، و به همین جهت، هر گونه گناه و سهم بد را «کِفل» مى گویند و نیز به کارى که سنگینى و زحمت داشته باشد «کفالت» گفته مى شود. و نیز به معناى بهره اى است که نیاز انسان را بر طرف کند، و ضامن را از این رو «کفیل» گویند که، مشکل طرف مقابل را کفایت کرده و بهره و نصیب او را به او مى دهد. بعضى معتقدند: این واژه از «کَفَل» (بر وزن دَکَل) گرفته شده، و آن چیزى است که بر «کفل» (قسمت آخر پشت) چهارپایان مى نهند، تا شخصى که بر مرکب سوار مى شود، نیفتد، و لذا به هر چیزى که مایه نگهدارى باشد «کفل» گفته مى شود، و اگر به ضامن «کفیل» مى گویند، به خاطر همین معناست (ابوالفتوح رازى، ذیل آیات مورد بحث). ولى از «مفردات راغب» استفاده مى شود که، این واژه، دو معنا دارد: یک معناى مطلوب، که همان معناى اول است و معناى دیگر، شىء پست و بى ارزش است; تشبیه به «کَفل» چهارپایان، چرا که هر کس آنجا سوار شود، بیم سقوط او مى رود (دقت کنید).(22)