کیسه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(س) (اِ.)<BR>۱- پارچهای که اطراف آن را دوخته باشند تا بتوان چیزی در آن ریخت.<BR>۲- جیب. ؛ ~ دوختن برای چیزی طمع کردن در آن چیز. ؛ از ~ی خلیفه بخشیدن کنایه از: از جیب دیگری یا به حساب دیگری بخشیدن. ؛سر ~ را شل کردن کنایه از: پول خرج کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(س) (اِ.) ۱- پارچهای که اطراف آن را دوخته باشند تا بتوان چیزی در آن ریخت. ۲- جیب. ؛ ~ دوختن برای چیزی طمع کردن در آن چیز. ؛ از ~ی خلیفه بخشیدن کنایه از: از جیب دیگری یا به حساب دیگری بخشیدن. ؛سر ~ را شل کردن کنایه از: پول خرج کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیسة. [ ک َی ْ ی ِ س َ ] (اِخ ) نام دختر ابی بکر نقیع. وی تابعیه است . (از منتهی الارب ).
کیسة. [ ک َی ْ ی ِ س َ ] (اِخ ) نام دختر ابی کثیره . وی تابعیه است . (از منتهی الارب ).
کیسة. [ ک َی ْ ی ِ س َ ] (اِخ ) نام دختر حارث، زن مسیلمه ٔ کذاب که بعد او، وی به اسلام مشرف شد. (منتهی الارب ).
مترادف و متضاد واژهدان
خرجین، کولهبار جیب
فرهنگ طیفی واژهدان
چنته، حباب، کف بادکنک، بالن مثانه، پیشابدان، آبدان، کیسه هوا، کیست خیک، بشکه تیوب، تویی شفیره، پیله تاول، برآمدگی پستان، سینه جیب، توبره، کیسه درویش، کشکول پالان، انبان، خورجین، کیف غلاف، مواد بستهبندی دبه