کیف دان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیف دان . [ ک َ / ک ِ ] (اِ مرکب ) دبه ٔ معجونات منشی . و در مصطلحات نوشته که ظرفی باشد که خانه های متعدد در آن باشد و حقه هایی که معاجین در آن گذارند. (غیاث ). ظرفی از چوب و نقره مثل سینی قهوه که خانه های متعدد دارد و صفای معاجین در آن گذارند. (آنندراج ). حقه یا قوطی که در آن حب مکیف دارند. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : مسکن شوخی بود هر پاره دل در سینه ام خانه ام چون کیف دان مأوای چندین خانه است . محسن تأثیر (از آنندراج ). ◄ قوطی جای کیف بچه . ظرفی خرد برای حفظ کیف بچه . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کیف [ ک َ / ک ِ ] (مدخل ِ نخست، معنی آخر) شود.