کین جویی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کین جویی . (حامص مرکب ) کینه جویی . انتقامجویی . انتقام کشی . رجوع به کین جوی و کینه جویی شود. ◄ جنگ آوری . جنگ طلبی . جنگجویی . رجوع به کین جوی شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کین جویی . (حامص مرکب ) کینه جویی . انتقامجویی . انتقام کشی . رجوع به کین جوی و کینه جویی شود. ◄ جنگ آوری . جنگ طلبی . جنگجویی . رجوع به کین جوی شود.