کین گستری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کین گستری . [ گ ُ ت َ ] (حامص مرکب ) دشمنی اندازی و سبب خصومت و عداوت گشتن . (ناظم الاطباء). ◄ کین کشی . کین ستانی . انتقامجویی : ببین تا به هنگام کین گستری چه خون راندم از زنگی و بربری . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کین گستری . [ گ ُ ت َ ] (حامص مرکب ) دشمنی اندازی و سبب خصومت و عداوت گشتن . (ناظم الاطباء). ◄ کین کشی . کین ستانی . انتقامجویی : ببین تا به هنگام کین گستری چه خون راندم از زنگی و بربری . نظامی .