کینده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کینده . [ ک َ ی َ دَ / دِ ] (ص ) غالب و چیره، و به معنی ماده و سبب و باعث، و آن را کیوده نیز گفته اند. (از فرهنگ دساتیر) (انجمن آرا) (آنندراج ). فاتح و غالب و مظفر و فیروز. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کینده . [ ک َ ی َ دَ / دِ ] (ص ) غالب و چیره، و به معنی ماده و سبب و باعث، و آن را کیوده نیز گفته اند. (از فرهنگ دساتیر) (انجمن آرا) (آنندراج ). فاتح و غالب و مظفر و فیروز. (ناظم الاطباء).