گال بنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گال بنگ . [ ب َ ] (اِ مرکب ) گیاهی است که در ایام بهار از میان زراعت گندم و جو روید و غوزه دار و کنگره دار مانند غوزه ٔ لاله و در درون آن چند دانه ٔ گندم نارسیده و خوردن آن مستی آورد. اگر بیشتر خورند مردم رابیشعور کند و دیوانه سازد. (برهان ). و بخاطر میرسد که به کاف تازی باشد و معنی ترکیبی بنگ خام یعنی بنگ صرف . (رشیدی، از حاشیه ٔ برهان چ معین ) : تا بنگ و گال بنگ به دیوانگی کشند دیوانه باد خصم تو از بنگ و گال بنگ . سوزنی . گر بی هنر ز خست طبع لئیم خویش آیدبه پیش مهر گیا برگ گالبنگ آری عجیب نیست چنین ها از آن کسی کس ساخته است مغز خر و گال بنگ و دنگ . درویش علی (از جهانگیری ). رجوع به اراقوا و اراقو شود.