گال دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گال دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) فریب دادن . بازی دادن : تا جماعت مژده میدادند و گال کای فرج بادت مبارک اتصال . مولوی (از برهان قاطع چ معین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گال دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) فریب دادن . بازی دادن : تا جماعت مژده میدادند و گال کای فرج بادت مبارک اتصال . مولوی (از برهان قاطع چ معین ).