گذاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گذاری . [ گ ُ ] (ص نسبی ) گذرنده . عبورکننده : چه آن سوگند و چه باد گذاری چه آن زنهار و چه ابر بهاری . (ویس و رامین ). مرا تنها بماند ایدر به خواری چو خان رهگذر مرد گذاری . (ویس و رامین ). نگر تا هیچگونه غم نداری که تیمار جهان باشد گذاری . (ویس و رامین ). چرا از بهر آن اندوه داری [ از بهر جهان ] که هست ایدر جهان چون تو گذاری . (ویس و رامین ). دریغا آن همه امیدواری که شد ناچیز چون باد گذاری . (ویس و رامین ). ◄ (حامص ) بصورت ترکیب های ذیل آید و معنی حاصل مصدر دهد: ترکیب ها: - تاج گذاری . روزگذاری . ریل گذاری . مرهم گذاری . واگذاری . رجوع به هر یک از این مدخل ها شود.