گذر گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گذرگرفتن . [ گ ُ ذَ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) راه بستن . سد کردن جلو راه کسی . مانع عبور شدن : چو از مشرق او [ خورشید ] سوی مغرب رسد ز مشرق شب تیره سر برکشد نگیرند مر یکدگر را گذر نباشد از این یک روش راست تر. فردوسی .