گران شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گران شدن . [ گ ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) ناگوار و نامطبوع گردیدن : کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم از آن سبب که به خیری همی بپوشم ورد. کسائی . از بس که سر به خانه ٔ هر کس فروکند سرد و گران و بی مزه شد میهمان برف . کمال الدین اسماعیل . ◄ سنگین شدن سر پس ازنشئه شراب . خمارآلودگی : چو شد نوش خورده شتاب آمدش گران شد سرش رای خواب آمدش . فردوسی . ◄ کنایه است از نزدیک شدن وضع حمل : بر آن نیز بگذشت یکچند روز گران شد فرنگیس گیتی فروز. فردوسی .