گرد برخاستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. بَ تَ) (مص ل.)<BR>۱- گرد بلند شدن، غبار برآمدن.<BR>۲- به نهایت ویران شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. بَ تَ) (مص ل.) ۱- گرد بلند شدن، غبار برآمدن. ۲- به نهایت ویران شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرد برخاستن . [ گ َ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) گرد بلند شدن . غبار برآمدن . غبار بلند شدن . هَبو. (تاج المصادر بیهقی ). اِعتکاب . (منتهی الارب ). ◄ اندوه و غم آشکار شدن : برفتند با سوگواری و درد ز درگاه کی شاه برخاست گرد. فردوسی .