گردبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گَ) (اِ.) کوهان شتر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گَ) (اِ.) کوهان شتر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گردبان . [ گ َ ] (اِ) درختی در بهشت . ◄ آنکه با دستی خورد و با دستی منع کند . ◄ پیشوا. فرمانده . رئیس . ◄ کنده ٔ چوبینی مر صنعتکاران را که بر زمین نشانند برای جلا دادن کارهای خود. ◄ گریبان پیراهن و گردن و سینه ٔ پیراهن . (ناظم الاطباء). ◄ کوهان شتر : رحم آمد مر شتر راگفت هین برجه و بر گردبان من نشین . مولوی .