گرده پیچ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرده پیچ . [ گ ِ دَ ] (اِ) گول خوردن . ◄ گول زدن . ◄ چیزی را در مقابل نان گرفتن . (از شعوری ). ◄ (ن مف مرکب ) دورزده . احاطه شده . محاصره شده . (از ناظم الاطباء). ◄ (اِ مرکب ) تخم گیاهی است موسوم به «آشجیلر». (شعوری ). بذور معطر و خوشبوئی که در غذاها طبخ کنند. (ناظم الاطباء).