گردهگه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرده گه .[ گ ُ دَ / دِ گ َه ْ ] (اِ مرکب ) مخفف گرده گاه . ◄ قد و قامت . (ولف ). و رجوع به گرده گاه شود. - گرده گه برکشیدن ؛ کنایه از بلندبالا شدن . کشاله کردن : ز پستی و کندی به مردی رسید توانگر شد و گرده گه برکشید. فردوسی . میان تنگ و باریک همچون پلنگ کجا گرده گه برکشد روز جنگ . فردوسی . و رجوع به گرده گاه شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی