گرفت کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرفت کردن . [ گ ِ رِ ک َدَ ] (مص مرکب ) کنایه از اعراض کردن باشد. (برهان ). ◄ مالش دادن ساز، یعنی کاری کردن که نغمه ای لرزان به گوش آید. (برهان ). رجوع به گرفت شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرفت کردن . [ گ ِ رِ ک َدَ ] (مص مرکب ) کنایه از اعراض کردن باشد. (برهان ). ◄ مالش دادن ساز، یعنی کاری کردن که نغمه ای لرزان به گوش آید. (برهان ). رجوع به گرفت شود.