گرفت گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرفت گرفتن . [ گ ِ رِ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) نکته . عیب گرفتن . خرده گرفتن . غلط گرفتن بر... : بر وی بهانه می جستند که از زبان وی چیزی بهانه گیرند و بر وی گرفت گیرند که بدان سبب او را ملزم گردانند. (دیاتسارون ص ١١٤). کسی گرفت نگیرد حدیث مستان را نهان کشیده چه منصور را بدار عبث . محمدقلی سلیم (از آنندراج ).