واژه جو

گرفته

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

افسرده، برزخ، دلتنگ، عبوس، غمگین، محزون، مغموم، ناشاد خفه، دلگیر، نفس‌گیر تار، تاریک، تیره بسته، مسدود، ، (متضاد: باز، دل‌باز)

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی گرفته | واژه جو