گرم آب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرم آب . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بیلوار بخش کامیاران شهرستان سنندج واقع در ١١٠٠٠گزی شمال خاوری کامیاران و ٨٠٠٠گزی خاور شوسه ٔ کرمانشاه به سنندج وهوای آن سرد. دارای ١٠٧ تن سکنه است . آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
گرم آب . [ گ َ ](اِخ ) دهی است از دهستان دینور بخش صحنه ٔ شهرستان کرمانشاهان، واقع در ٥٢٠٠٠گزی شمال باختری صحنه و ٥٠٠٠گزی خلیل اﷲ. هوای آن سرد. دارای ٢١٠ تن سکنه است . آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آنجا غلات و حبوبات و قلمستان و تریاک و توتون . شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
گرم آب . [ گ َ ](اِخ ) دهی است از دهستان چناران بخش حومه وارداک شهرستان مشهد واقع در ٦١ هزارگزی شمال باختری مشهد و ٢هزارگزی شمال راه شوسه ٔ مشهد به قوچان . هوای آن معتدل و دارای ٩ تن سکنه است . آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و مالداری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).