واژه جو

گرم کردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

آفتاب دادن، تابیدن، خشک کردن، کباب کردن، پختن ذوب کردن، مایع کردن گداختن، سرخ کردن، داغ کردن، تفته کردن، تفت دادن، برشته کردن جوشاندن

معنی گرم کردن | واژه جو