واژه جو

گرما

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

حرارت، گرمی، دما، تف، تفت، لهیب سوزش آتش نقطه جوش، نقطه ذوب، دمای ذوب منطقه حاره، آفتاب، خورشید، ظهر، جهنم آتش‌بازی، مواد منفجره بخار، تبخیر، گرم کردن، گرمایش انتقال گرما، همرفت، تشعشع، هرم

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی گرما | واژه جو