گره بازکردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
عقده باز کردن، عقده گشودن، گره (کلاف) گشودن، رفع ابهام کردن، رفع پیچیدگی کردن، روشن کردن، حل کردن راه را باز کردن، روان کردن بهتر کردن تعبیر کردن، تفسیر کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
عقده باز کردن، عقده گشودن، گره (کلاف) گشودن، رفع ابهام کردن، رفع پیچیدگی کردن، روشن کردن، حل کردن راه را باز کردن، روان کردن بهتر کردن تعبیر کردن، تفسیر کردن