واژه جو

گره زدن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

افسار زدن، به‌قلاده بستن به‌هم تابیدن، بافتن، دوختن، کوک زدن، کور کردن دستبند زدن، غل وزنجیر کردن تنگ گرفتن، نگهداشتن

معنی گره زدن | واژه جو