واژه جو

گروه گروه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گروه گروه . [ گ ُ گ ُ ] (ق مرکب ) گروهاگروه . گروه پس گروه . دسته دسته . فوج فوج : دلم یکی و در او عاشقی گروه گروه . فرخی . زر فروریخت پشته پشته چو کوه تا کنند آن زمین گروه گروه . نظامی . رجوع به گروه و گروها گروه شود.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی گروه گروه | واژه جو