گزارش کن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزارش کن . [ گ ُ رِ ک ُ ] (نف مرکب ) معبر و مفسر و بیان کننده : گزارش کن زیور تاج و تخت چنین گفت کآنشاه فیروزبخت . نظامی . گزارش کن فرش این سبزه باغ چنین برفروزد چراغ از چراغ . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزارش کن . [ گ ُ رِ ک ُ ] (نف مرکب ) معبر و مفسر و بیان کننده : گزارش کن زیور تاج و تخت چنین گفت کآنشاه فیروزبخت . نظامی . گزارش کن فرش این سبزه باغ چنین برفروزد چراغ از چراغ . نظامی .