گزارش کنان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزارش کنان . [ گ ُ رِ ک ُ ] (نف مرکب، ق مرکب ) درحال تفسیر. در حال شرح . در حال تعبیر : گزارش کنان تیز کن مغز را گزارش ده این نامه ٔ نغز را. نظامی . هرآنچ از پدر مایه اندوختی گزارش کنان در وی آموختی . نظامی .