گزار
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(گُ)۱ - (ص فا.) در ترکیب با بعضی واژهها معنای گزارنده میدهد. مانند: نمازگزار. ۲- (اِ.) طرح یا نقشی که با مداد آن را روی کاغذ یا پارچه میکشند و بعد رنگ میکنند.
(~.) (اِ.) نیشتر حجام.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(گُ)۱ - (ص فا.) در ترکیب با بعضی واژهها معنای گزارنده میدهد. مانند: نمازگزار. ۲- (اِ.) طرح یا نقشی که با مداد آن را روی کاغذ یا پارچه میکشند و بعد رنگ میکنند.
(~.) (اِ.) نیشتر حجام.