گزاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزاز. [ گ ُ ] (اِ) طپش و اضطرابی را گویند که مردم را بسبب حرارت و غیره بهم رسد. (برهان ) (آنندراج ). طپشی باشد مردم را بر سبیل عموم . (صحاح الفرس ).
گزاز. [ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خان اندبیل بخش مرکزی شهرستان هروآباد، واقع در ١٥ هزارگزی جنوب باختری هروآباد و ٧ هزارگزی شوسه ٔ هروآباد به میانه . هوای آن گرم، دارای ٣١٧ تن سکنه است . آب آنجا از دو رشته چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و سردرختی و حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی جاجیم و گلیم بافی و راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).