گزپرست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزپرست . [ گ َ پ َ رَ ] (نف مرکب ) پرستنده ٔ درخت گز : بزه کن کمان را و این تیر گز بدین گونه پرورده ٔ آب رز ابرچشم او راست کن هر دو دست چنان چون بود مردم گزپرست . فردوسی . و رجوع به فهرست ولف شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزپرست . [ گ َ پ َ رَ ] (نف مرکب ) پرستنده ٔ درخت گز : بزه کن کمان را و این تیر گز بدین گونه پرورده ٔ آب رز ابرچشم او راست کن هر دو دست چنان چون بود مردم گزپرست . فردوسی . و رجوع به فهرست ولف شود.