گزیک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزیک . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان القورات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند، واقع در ٣٠هزارگزی شمال خاوری بیرجند. هوای آن معتدل است و دارای ٧٥ تن سکنه است . آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و بادام و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد و مزارع اسبد، النگ، گزیک و تیدر جزء این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
گزیک . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زیرکوه بخش قاین شهرستان بیرجند، واقع در ١٠٤هزارگزی جنوب خاوری قاین .هوای آن گرم و دارای ٢٩ تن سکنه است . آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
گزیک . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان طبس بخش درمیان شهرستان بیرجند، واقع در ٤٢هزارگزی شمال خاوری درمیان و ٦هزارگزی شمال آواز. هوای آن گرم و دارای ١٧٧٥ تن سکنه است . آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، شلغم، چغندر و ابریشم است . شغل اهالی زراعت و راه آن اتومبیل رو می باشد. طوایف بهلولی، امام داود، حاج حقدار در این ده سکنی ̍ دارند. دارای دبستان و دفتر ازدواج و طلاق نیز است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).