گس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گَ) (ص.) (عا.) مزهای که دهان را میبندد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گَ) (ص.) (عا.) مزهای که دهان را میبندد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گس . [ گ ُ ] (اِخ ) جزیره ای در آسیای صغیر. رجوع به فهرست ایران باستان شود.
گس . [ گ َ ] (ص ) زمخت . عَفِص . مزه ای چون مزه ٔ مازو وسنجد نارسیده و بهی نارسیده . بعض شراب های انگوری که پوست دهان و گلو را فراهم کشد: پوست انار گس است .