گستاخ گردانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گستاخ گردانیدن . [ گ ُ گ َ دَ ] (مص مرکب ) جسور کردن . رو دادن . مأنوس کردن : ابوالفوارس او را بنواخت و گستاخ گردانید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گستاخ گردانیدن . [ گ ُ گ َ دَ ] (مص مرکب ) جسور کردن . رو دادن . مأنوس کردن : ابوالفوارس او را بنواخت و گستاخ گردانید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).