گستاخ گستاخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گستاخ گستاخ . [ گ ُ گ ُ ] (ق مرکب ) اندک اندک رام . رفته رفته مأنوس . کم کم جسور : پریده مرغکان گستاخ گستاخ شمایل در شمایل شاخ در شاخ . نظامی . رضا دادش که در میدان و در کاخ نشیند با ملک گستاخ گستاخ . نظامی .