واژه‌جو

گستریده شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گستریده شدن . [ گ ُ ت َ دَ / دِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) منبسط شدن . پهن شدن . انتشار یافتن . تعمیم یافتن . افاضه شدن بطور عموم : فضل تو بر همه شعرا گستریده شد گسترده باد بر تو رضای اله تو. فرخی .

معنی گستریده شدن | واژه‌جو