واژه جو

گسیخته

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

ناپیوسته، بریده، متباین، پراکنده جداازهم، سوا، جدا گوناگون ناهمگن هرازگاه انحرافی، غیرمنطقی یکی‌یکی لق، شل، واگذارده

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی گسیخته | واژه جو