واژه جو

گشتن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

گردیدن، گردش کردن، گشت و گذار کردن، جهانگردی کردن، دور دنیا گشتن، آواره شدن، سر به‌کوه و بیابان نهادن، سر به‌صحرا نهادن جولان دادن باد خوردن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی گشتن | واژه جو