گسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گسی . [ گ َ ] (حامص ) گس بودن . عفوصت . زمختی .
گسی . [ گ ُ ] (اِ) مخفف گسیل است . روانه کردن . روانه نمودن و فرستادن . (جهانگیری ) (برهان ) (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ).گسیل کردن . ◄ وداع کردن . (برهان ) (جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ). ◄ دفع کردن . (برهان ). ◄ فرستادن باشد کسی را به جایی . (برهان ) (آنندراج ). و رجوع به گسی کردن و گسیل کردن شود.