واژه‌جو

گشتاسف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گشتاسف . [ گ ُ ] (اِخ ) همان گشتاسب است : گشتاسف واسطه ٔ قلاده ٔ اکاسره ٔ عجم و کبار ایران بوده است . (سندبادنامه صص ٤-٥). رجوع به مزدیسنا تألیف معین ص ٨٢، ١٠٨ و نزهة القلوب ص ٦٩، ٩٢، ٩٣، ١٢٢، ١٢٥، ١٤٠ و ٢٤٥ شود.

معنی گشتاسف | واژه‌جو