گل آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل آباد. [ گ ُ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان ربگان بخش فهرج شهرستان بم، واقع در ٣٢هزارگزی جنوب خاوری فهرج و ٢٠هزارگزی شمال راه فرعی بم به خاش . دارای ١٥ تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
گل آباد. [ گ ُ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بیرگان بخش اردل شهرستان شهرکرد، واقع در ٤٥هزارگزی شمال باختری اردل و ٢٤هزارگزی راه فارسان به باباحیدرو ٣٤هزارگزی راه کوهرنگ . دارای ٦٨ تن سکنه است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات است . شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
گل آباد. [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان نائین واقع در ٢٥هزارگزی جنوب باختری نائین و متصل به راه مالرو نائین به هاشم آباد. هوای آن معتدل و دارای ١٤٨ تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول آن غلات است . شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).