گل ابریشم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل ابریشم . [ گ ُ ل ِ اَ ش َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) درخت گل ابریشم از تیره ٔ لگومینوز و از جنس البیزیا میباشد. دو گونه در ایران موجود است : ١- شب خسب که در جنگلهای کرانه ٔ دریای مازندران در جلگه و میان بند فراوان است آنرا در گیلان شب خسب و در اطراف رشت هزاربرگ یا هزاولگ، در لاهیجان شاقوز، در میاندره ولولی، در شیرگاه وولی یا ویل ولی و در آستارا کشکر و شوخس میخوانند. ٢- ابریشم این درخت در بوشهر و بندرعباس و نواحی جنوب موجود است . خواهش و رویش : درخت گل ابریشم در هر خاکی میروید، ولی خاکهای خنک و بادخیز را بهترمی پسندد. از بادهای سخت گزند میبیند. رویش آن تند است، ولی هیچگاه چندان بزرگ نمیشود و در جنگل به ده متر بلندی و ٥٠ سانتیمتر قطر میرسد. روشنایی پسند است .خوب جست میدهد و ریشه های آن ژرف میباشد. مصرف و جنگلداری : چون درخت گل ابریشم سخت است و تیر ساختمان و تلفن از آن میسازند هیزم و زغال آن نیز خیلی خوب است آنرا روش شاخه زار برداشت میکنند.از درختان زمینی محسوب میگردد. (جنگل شناسی تألیف کریم ساعی صص ٢٢٢-٢٢٣). و رجوع به گیاه شناسی گل گلاب ص ٢٢٢ شود. نوعی از گلهائی که مانند ابریشم ریشه دارد. (آنندراج ) : حلقه ٔ خط رُخَت دام ره مردم است طرفه قماشی تر از این گل ابریشم است . محسن تأثیر (از آنندراج ).