گم زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گم زدن . [ گ ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) پنهان شدن . (آنندراج ) : سردهانت ذره ای هرگز نشد بر من یقین دل می برد دزدیده او در گوشه ای گم میزند. ویسی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گم زدن . [ گ ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) پنهان شدن . (آنندراج ) : سردهانت ذره ای هرگز نشد بر من یقین دل می برد دزدیده او در گوشه ای گم میزند. ویسی (از آنندراج ).