واژه جو

گمراه گردانیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گمراه گردانیدن . [ گ ُ گ َ دَ ] (مص مرکب ) به بیراهه انداختن . سرگردان کردن . اغواء [ اِ ] . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). و رجوع به گمراه و گمراه کردن شود.

معنی گمراه گردانیدن | واژه جو