گمراه گردیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گمراه گردیدن . [ گ ُ گ َ دی دَ ] (مص مرکب )بیره شدن . روگردان شدن . (ناظم الاطباء) : به دشتی که گمراه گردی مپوی . اسدی . گمراه گردم از خود تا تو رهم نمایی از من مرا چه خیزد دوا کنون که تو مرایی . خاقانی . و رجوع به گمراه و گمراه شدن و گمراه گشتن شود.