گنجدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گنجدار. [گ َ ] (اِ مرکب ) نام نوایی و صوتی است از موسیقی . (برهان ) (آنندراج ) (جهانگیری ) (شعوری ج ٢ ص ٢٩٧). این بیت را از منوچهری دامغانی شاهد آورده اند : دو گوشت همیشه سوی گنجدار دو چشمت همیشه سوی اهوران . «فرهنگ نظام » ولی این بیت در دیوان چ کازیمیرسکی (ص ١٠٠) و چ دبیرسیاقی (ص ٦٢) بدین صورت آمده و اصح است : دو گوشت همیشه سوی گنج گاو دو چشمت همیشه سوی احوران . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).
گنجدار. [ گ َ ] (نف مرکب ) خزینه دار. (شعوری ج ٢ ص ٢٩٧٢). خزانه دار. (ناظم الاطباء). ◄ صاحب گنج . متمول . غنی : همه کدخدایند مزدور کیست همه گنج دارند گنجور کیست ؟ فردوسی . سر گنجداران پر از بیم گشت ستمکاره را دل به دو نیم گشت . فردوسی . گنجداران فزون ز حد شمار گنج بر گنج ساختند نثار. نظامی .