گنجینه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گنجینه . [ گ َ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بخش مرکزی شهرستان اهواز که در ١٣هزارگزی باختر راه شوسه ٔ اهواز به آبادان واقع شده است . هوای آن گرم و سکنه اش ٣٠٠ تن است . آب آن از کارون تأمین میشود. محصول آن غلات و صیفی و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن در تابستان اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
گنجینه . [ گ َ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) نام دشتی در مازندران . (از ترجمه ٔ سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص ١٧٣).
گنجینه . [ گ َ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان همت آباد شهرستان بروجرد که در ١٥هزارگزی جنوب خاوری بروجرد و ١٣هزارگزی جنوب واقع شده است .هوای آن معتدل و سکنه اش ٣٨٠ تن است . آب آن از رودخانه تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).