واژه جو

گنده پیر کابلی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گنده پیر کابلی . [ گ َ دَ / دِ رِ ب ُ ] (اِخ ) پیر زالی بوده جادوگر و ساحره در کابل . (برهان ). ◄ (اِ مرکب ) کنایه از پیر زال ساحره باشد. (آنندراج ). پیر زال ساحره که کنایت از دنیا باشد : آوارگی نوشَت شده، خانه فراموشت شده آن گنده پیر کابلی صد سحر کردت از دغا. (دیوان شمس ج ١ ص ١٥).

معنی گنده پیر کابلی | واژه جو