گوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوس . (اِ) نیامک : نباتات تیره ٔ نخود عموماً دارای میوه ٔ گوس یا نیامک می باشند. این میوه ها از یک کارپل به وجود آمده اند و دارای دو ردیف دانه اند و بنابراین شباهت بسیار به فولیکول دارند منتهی به جای آنکه از یک شکاف باز شوند دو شکاف در آنها ظاهر می گردد، یکی از این شکافها در فاصله ٔ کارپل و دیگری که در رگبرگ وسطی تولید می شود در نتیجه دو دریچه به وجود می آورد. (گیاهشناسی ثابتی صص ٥٢٣ - ٥٢٤).
گوس . [ گ َ ] (اِخ ) کارل فریدریخ (١٧٧٧ - ١٨٥٥ م .). فیزیکدان و ریاضی دان و منجم آلمانی متولد در برونسویک . شهرت وی بیشتر به جهت تحقیقات وی است در مغناطیس و برق و مغناطیس و اپتیک .